چهارشنبه 02 اسفند 1396
تاریخ انتشار : 23 اسفند 1393 - 10:47:37
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم

اگر بتوانیم در پایان هر سال، گزارشی خلاصه‌وار از وضعیت آن سال تهیه کنیم، به نظرم می‌تواند تمرینی ارزشمند باشد. این دستاورد آن چه آموختم بود. حال، نوبت شماست. شما بنویسید که چه چیزهایی را در سال ۱۳۹۳ از طبیعت آموختید؟

۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم

به گزارش ایربان به نقل از زیست بوم- سال ۱۳۹۳ به ساعت‌های پایانی‌اش نزدیک شده است. به طور سنتی در این روزهای پایانی، به عقب می‌نگریم که چه نوعی سالی داشتیم، چه کارهایی را انجام دادیم، و چه چیزی‌هایی را بهتر می‌توانستیم انجام دهیم.

 
وقتی چیزهایی را که در طول این ۳۶۵ روز یاد گرفته‌ایم، برمی‌شمریم، خاتمه‌ای صلح‌آمیز و آرامش‌دهنده را القا می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه ذهن و جانمان از دانش آن‌ها لبریز شده و رشد یافته است. بنابراین، در ادامه ۱۰ نکته مهمی که از طبیعت آموختم و با خود به سال جدید انتقال می‌دهم را به نگارش در می‌آورم:
 
۱- چیز‌های زیادی در مورد طبیعت وجود دارد که ما هنوز از آن بی‌خبریم. درست وقتی که با دوربین، آزمایش‌ها، پایش‌ها و پژوهش‌های صورت گرفته در مورد هر گونه‌ای از حیات‌وحش و یا خدمات بوم‌سازگان (اکوسیستم)، فکر می‌کنیم که می‌توانیم تمام خصوصیات آن‌ها را مستند کنیم، در‌می‌یابیم که طبیعت هنوز هم شگفتی‌های حیرت‌انگیز زیادی دارد. طبیعت محشر و بسیار پیچیده است. طبیعت چند زبانه است و زیرنویسی برای عبارت «وووو» وجود ندارد. پس باید بسیار فراتر از دانش کنونی‌مان به حفاظت، حمایت و پاسداشت طبیعت اهمیت دهیم.
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
 
۲- بعضی چیز‌ها را برای همیشه از دست داده‌ایم. نرخ تخریب و نابودی گیاهان و حیات‌وحش، وحشتناک است. اما اینها تنها چیزهایی نیستند که تباهشان کرده‌ایم. آن‌ها را به همراه بسیاری از مناطق و چشم‌اندازهای طبیعی، به خاطر ضعف در حفاظت و مدیریت، برای همیشه از دست داده‌ایم. زمان برای نجات طبیعت ایران اگر هنوز پایان نیافته، بسیار ناچیز است. بنابراین .....
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
 
۳- جنگل‌های ما در آینده بدون درخت خواهند شد. آتش‌سوزی‌های مهیب در جنگل‌ها و حتی مناطق حفاظت شده مثل پارک ملی گلستان، بسیار نسبت به قبل متفاوت و گسترش یافته‌تر هستند. علاوه بر آن، قطع بی‌رویه درختان باارزش در همین مقدار اندک جنگل کشور، کیفیت این جنگل‌ها را بسیار کاهش داده و زمین‌خواری و تبدیل اراضی جنگلی و مرتعی، همه و همه آینده‌ای بس نگران‌کننده را رقم زده است، که باید ....
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
 
 
۴- در بیرون، واقعا انسان‌های بدی وجود دارند. اگر چه بعضی‌ها خوب «حرف»، می‌زنند و به اصلاح، خود و نهادشان را مطابق «ضوابط و معیارهای محیط‌زیستی» معرفی می‌کنند ولی در عمل، با سهل‌انگاری یا چشم‌پوشی و حتی فساد، زمینه‌های نابودی طبیعت را رقم زده‌اند. شکار حیوانات چه مجاز و چه غیرمجاز، تنها نماد آن‌ها نیست، بلکه بسیار بدتر، با لودر و تشکیلات، کمر همت به تخریب زیستگاه‌ها و آخرین بازماندگان طبیعت ایران، بسته‌اند. آن‌ها، تبدیل طبیعت وحشی به تمدن و شهرنشینی را مایه غرور و افتخار می‌دانند و قادر به درک لذت عمومی و ارزش حیاتی چنان مناطقی نیستند. پس ...
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
 
۵- ما از طبیعت، دورافتاده‌ایم. عصر ما، عصر «باغ پلاستیکی، شهر آهنی و روستای شیمیایی» شده است. استرس زندگی شهری، موجی فزاینده از احساسات نوستالژیک را در میان مردم شهری نسبت به لذات زندگی شهری و زندگی خارج از آن ایجاد کرده است. ولی از طرف دیگر، برای خیلی از ماها، توحش (طبیعت وحش)، مفهوم واحدی ندارد. گاهی آن را محیطی خطرناک، سمی، ترسناک، یا منطقه‌ای خالی روی نقشه می‌نامیم در حالی که آن چه مهم و حیاتیست این است که ما همه به آن نیاز داریم.
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
در تلاش برای از بین بردن این دورافتادگی، دعوت می‌کنم از تمام کوهنوردان، بوم‌گردان و دلسوزان طبیعت که طبیعت‌نویسی (نوشتن در مورد طبیعت بویژه مناطقی که بازدید کرده‌اند) را احیا کنند. برای افزایش دانش مردم، چنین کاری ضروریست زیرا این چشم‌اندازها به سرعت در حال زوال هستند. علاوه بر آن، باید جنبش «بازگشت به طبیعت»، را ایجاد کنیم با اجرای فعالیت‌هایی همچون برپایی اردوگاه‌های تابستانی، نوشتن رمان‌هایی در مورد طبیعت وحش، ایجاد باشگاه‌های شهری، عکاسی حیات‌وحش، مراتع شخصی، پارک‌های عمومی، و غیره تا احساسات طبیعت دوستی را افزایش دهیم. زیرا بازگشت به طبیعت، حامل مجموعه‌ای از ارزش‌های سالم زندگی است که در مقایسه با آثار تخریب‌گر محیط‌زیستی شهرها، خطر کمتری دارند.
 
۶-. نگاه به طبیعت و محیط‌زیست، مثبت‌تر شده است. اگر قبلا فقط با حس ترحم نسبت به سایر زیستمندان ایران زمین، قدمی برای آگاهی‌بخشی و حفاظت برداشته می‌شد ولی الان این حس با دانش علمی بوم‌شناسی، پربار شده و باعث گردیده بسیار اندیشمندانه در مورد «دیگران» صحبت کنیم؛ با آن‌هایی که ما این سرزمین را به اشتراک گذاشته‌ایم. ما ناخواسته بعضی از حیوانات را با القاب و صفاتی بسیار زننده، کوبیده‌ایم و گاهی انسان‌هایی را به خاطر کارهای اشتباه‌شان، به آن حیوانات تشبیه کرده‌ایم و به عواقب وحشتناکِ این القاب برای حیات آن حیوانات، نیاندیشیده‌ایم. در داستان‌های‌مان، تصاویر سنتی از طبیعت و ساکناش، به صورتی ترسناک منعکس شده‌اند و جنگل را مکانی خطرناک برای کودکان معرفی کرده‌ایم. چنین نگرش منفی به طبیعت وحش، دخل و تصرف و شهرنشینی را به معنای تبدیل این چشم‌اندازها به مکانی آرام و پالایش شده توجیه می‌کند.
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
 
 پس تغییر این نگرش به سمت یکسان‌نگری در استفاده عادلانه از محیط و منابع بین تمام زیستمندان، می‌تواند شاخص آینده برای چگونگی حفاظت از آن‌ها شود. خوشبختانه، صداهای خوبی از حمایت مسوولین نظام نسبت به محیط‌زیست به گوش می‌رسد که امیدوارم، سال آینده، سال «حفاظت از محیط‌زیست»، لقب گیرد. پس ....
 
۷- سفر در طبیعت، به طور شگفت‌آوری، سبک زندگی‌مان را تغییر می‌دهد. روزانه میلیون‌ها نفر در اثر دیدن چشم‌اندازها و مناظر طبیعی، به احساس تعلق، عزت و احترام دست می‌یابند. این موضوع را می‌تواند در نوشته‌ها، عکس‌ها، خاطرات و حتی اشعارشان پی‌برد. سفر به «آن جا»، همان قدر می‌تواند ارزشمند باشد که رسیدن به مقصد. علاوه بر آن، نه تنها باعث تغییر مکان‌مان می‌شود بلکه باعث تغییر شکل‌مان هم خواهد شد. پس خودمان را به چالش جدیدی دعوت کنیم. به خودمان اجازه دهیم تا سفری متفاوت نسبت به سفرهای معمولی داشته باشیم. این اشتیاق را در خودتان شعله‌ور کنید!
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
 
۸- گیاه‌خواری در کشور افزایش یافته است. ما حیوانات را به عنوان بردگانی، زیر سلطه خود درآورده‌ایم و گوشت و سایر محصولات آن‌ها را به شکل خودخواهانه‌ای، غارت می‌کنیم. به هر حال، وگان بودن، علاوه بر اینکه بالاترین احترام به حقوق طبیعت است، طبق پژوهش‌ها، مشخص شده است که روزانه یک فرد وگان، نسبت به یک فردی با تغذیه‌ای معمولی،  ۲۲۷۰ لیتر آب (مجازی و غیرمجازی) کمتر مصرف می‌کند که گسترش این فرهنگ، با در نظر گرفتن خشکیدگی ایران، بسیار اهمیت دارد. این مورد را قبلا در نوشتاری تحت عنوان «مقابله با کم آبی با کاهش مصرف گوشت» در روزنامه همشهری ۲۲ دیماه ۱۳۹۳ گوشزد کرده بودم. خوشبختانه، چنین به نظر می‌آید که تعداد کسانی که گیاه‌خوار شده‌اند یا گوشت و لبنیات کمتری مصرف می‌کنند در کشور زیاد شده است.
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
۹- حرکتی علمی جهت تلفیق جامعه با طبیعت شروع شده است. در مورد فواید جهان طبیعی در زندگی اجتماعی بارها شنیده یا خوانده‌ایم. این به خاطر آن است که طبیعت و جامعه، جدایی‌ناپذیرند و به شکل اجتماعی ایجاد شده‌اند. حتی مجبوریم و باید با صرف هزینه‌های کلان از محیط‌زیست، حفاظت کنیم زیرا جامعه بدون آن دوام ندارد. در مبحث عدالت محیط‌زیستی داریم که مسایل محیط‌زیستی بازتاب و محصول نابرابری‌های سیاسی-اجتماعی‌اند. در نتیجه، بحران محیط‌زیست، نیازمند فعالیت‌های اجتماعی محققان بوم‌شناختی با منطقی جدید است زیرا مرزی بین طبیعت و جامعه وجود ندارد. برای ایجاد یک چارچوب عدالت‌خواهانه برای ابراز وضعیت اسفناک محیط‌زیست، به تلفیق طبیعت با ضرورت‌ها و الزامات اخلاقی نیازمندیم.
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
 
این چنین است که در راستای نظام‌مندی و اخلاقی کردن محیط‌زیست، خوشبختانه، بحث «جامعه‌شناسی محیط‌زیست» دارد در ایران جای پایی باز می‌کند که بسیار حیاتی و ضروریست. این حرکت می‌تواند و باید گفتمان‌های محیط‌زیستی را معرفی و در فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی وارد نماید.
 
۱۰- جنبش عدالت محیط‌زیستی را برای حفظ و حمایت از بوم‌سازگان کشور تاسیس کنیم. با افزایش خودآگاهی محیط‌زیستی، تهدید محیط‌زیست را به طور گسترده وارد فرهنگ مردم کرده و حمایت از طبیعت را امری متداول و عمومی کنیم. جنبش‌های متعددی از قبیل جنبش نجات جنگل‌ها، تالاب‌ها، گونه‌های حیات‌وحش، و بهبود زیستگاه‌ها، توسط مردم محلی در هر منطقه، راه‌اندازی کنیم. آموزش محیط‌زیستی، اولویت کشور است. پس، مطالعه طبیعت را در مدارس به عنوان ابزاری برای مقابله با گناهان شهری و پرورش شخصیت افراد تشویق کنیم. از آموزگاران مذهبی بخواهیم که جنبه تقدس طبیعت را ترویج کنند زیرا در الهیات محیط‌زیستی داریم که انسان موظف به حفظ و حمایت از محیط‌زیست است زیرا خدا آن را آفریده است.
 
۱۰ نکته مهمی که در سال ۱۳۹۳، از طبیعت آموختم
 
روزنامه‌نگاران طبیعت، اساتید، کارشناسان و دلسوزان طبیعت باید به مروجانی خستگی‌ناپذیر تبدیل شوند و به طور پیوسته، زنجیره‌ای از افسانه‌های طبیعت، مقاله‌ها، عکس‌هایی از چشم‌اندازهای طبیعی و داستان‌های ادبی را منتشر کنند و در آن‌ها از طبیعت قدردانی کرده و در مورد حفاظت از حیات‌وحش بنویسند. دانشگاه‌ها باید از فعالین محیط‌زیستی پشتیبانی کنند. باید مجلس و دولت را واداریم تا با ایجاد وزارتخانه «منابع طبیعی و محیط‌زیست» موافقت کنند تا ضمن تقویت بنیه قانونی، حفاظت از نظر سیاسی، اجتماعی و مالی هم ساختاربندی گردد. این حرکت می‌تواند و باید طرفداران سیاسی و نهادی زیادی را بدست آورد. حتی می‌تواند در سال آینده «حزب سبزها» را تشکیل داد. هر کدام از ما باید وظیفه خود بدانیم تا نسبت به تخریب‌های محیط‌زیستی واکنش نشان داده و در تایید حفاظت از هر چشم‌انداز طبیعی، برای مسوولین، نامه‌ای بنویسیم. باید احساسات عمیق و فرهنگی مردم را به خودمان جلب کنیم و با برخی نمادها و تندیس‌های عمومی و ساده، به روشنگری بپردازیم که می‌توانند در شکل‌دهی شخصیت مردم، بسیار موثر باشند. پس می‌توانیم با ایجاد کمپین تبلیغات محیط‌زیست در سراسر کشور، مسیر درست توسعه پایدار را شروع کنیم.
اگر بتوانیم در پایان هر سال، گزارشی خلاصه‌وار از وضعیت آن سال تهیه کنیم، به نظرم می‌تواند تمرینی ارزشمند باشد. این دستاورد آن چه آموختم بود. حال، نوبت شماست. شما بنویسید که چه چیزهایی را در سال ۱۳۹۳ از طبیعت آموختید؟
 

کد خبر : 17777231293
نظر خود را ارسال نمائید

نام :
آدرس ایمیل :
نظر * :
كد امنیتی : *
 
اگر تصویر ناخواناست را کلیک کنید (اینجا)