سه شنبه 02 بهمن 1397
تاریخ انتشار : 13 آذر 1397 - 11:02:24
عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل ومرتع:
بحران آب در ایران نداریم.

پایگاه خبری- تحلیلی ایربان- ولی اله مظفریان در گفتگوی اختصاصی با ایربان گفت: معتقدم ما بحران آب در ایران نداریم بلک عدم مدیریت آب و افزایش جمعییت نقطه ای سبب این بحران شده است.

بحران آب در ایران نداریم.

دکتر ولی اله مظفریان، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل ها  و مراتع  کشور و از اساتید و پژوهشگران  شناخته شده در حوزه بوم شناسی و گیاه شناسی در سطح کشور است.

باتوجه به پرسش ها و ابهامات جامعه مهندسی و کارشناسی در مقوله های روز کشور، هماهنگی های با ایشان صورت گرفت تا نقطه نظرات این پژوهشگر برتر کشور اخذ و در اختیار علاقمندان قرار گیرد.

بدین منظور در فضای صمیمی استاد با طیب خاطر ، نظرات کارشناسی ودغدغه های خود را درمورد مباحث مطروحه بیان نمودند که در ادامه بخش دوم این گفتگو تقدیم می شود.

 

بحران آب در ایران نداریم.

  • آیا شما  به بحران مدیریت آب یا مدیریت بحران آب اعتقاد دارید؟

 به اعتقاد من ما بحران آب در ایران نداریم بلک عدم مدیریت آب و افزایش جمعییت نقطه ای سبب این بحران شده است. برای مثال فکر می کنید جمعییت شهری مثل تهران در سی سال گذشته چند میلیون نفر بوده و مصرف سرانه آب چقدر، بنظر من در آن سالها میزان آب ورودی به تهران و فرو نشست آن در این محدوده کفاف ساکنان آنرا می داده و بدون نیاز به انتقال آب از حوزه های جانبی مردم به راحتی و بدون دغدغه خاطر به زندگی خود ادامه می دادند و اما با گالوانیزه کردن سطح بسیار وسیعی از تهران و ایران  و تخریب مراتع و جنگلها مانع فرو نشست وایجاد چشمه سار ها و قنوات و  تدریجی قرار گرفتن آن در اختیار مصرف کننده این بحران بخوبی خود نما ئی می کند . کشور ما از سال های دور همین میزان بارندگی را داشته است. در تاریخ کشورمان اثرات خشکسالی را می بینیم مثلا خشکسالی زابل باعث مهاجرت مردم به سمت شمال کشور شد. سیکل های خشکسالی در هواشناسی ما وجود دارد اگرچه خیلی تاریخ مدونی نداریم اما اعتقاد گذشته بر این بود که هر ۱۹ سال یک بار در تهران یک سال سرد زیر صفر طولانی داریم. بنابراین در آن زمان این اقلیم به ما اجازه کاشت نخل، خرزهره و بسیاری از گونه های گرمسیری و پر نیاز را نمی داد. اما امروزه بدون توجه به این مسائل بخش بزرگی از ثروت ملی را فدای ندانم کاری یا فدای عدم اعتقاد به کار درست و سپردن کار به دست غیر متخصص می کنیم . از سوی دیگر افزایش جمعیت سبب مهاجرت از روستا به شهر ها شده و این امر باعث افزایش نیاز به فضای سبز شده و الان این نیاز را بیشتر از حد ضرورت برآورده می کنیم. 

کشت و صنعت دعبل خزائی و امیر کبیر در مناطق شوره زار به وجود آمدند.

  • با توجه به مشکلات زیست محیطی که در استان خوزستان بر اثر مزارع نیشکر بوجود آمده این مشکل را ناشی از چه می دانید؟

ما در انتخاب کاشت محصول علاوه بر تعیین پتانسیل محیطی، ارزیابی اقتصادی را هم انجام می دهیم. وقتی مشکل آب داریم چرا باید نیشکر را که یک گیاه آب بر است بکاریم. در ضمن اغلب اوقات می بینیم که کارگران نیشکر در حال اعتصاب بخاطر عدم دریافت حقوق هستند.

اگر ارزش اقتصادی افزوده نیشکر بیشتر از سایر محصولات است چرا اول کارگران آن حقوق دریافت نمی کنند. وقتی شما می توانید بالفرض با ۲۰ ریال شکر وارد کنید چرا با ۴۰ ریال شکر تولید می کنید؟ کشت و صنعت دعبل خزائی و امیر کبیر در مناطق شوره زار به وجود آمدند نباید در این مناطق کشت نیشکر صورت می گرفت حالا که در این مناطق کشت صورت گرفت باید آب شور ناشی از آب شوئی  را با کانال به خلیج فارس می فرستادند و نه تالاب شادگان.  هرچند که به نظر بنده کشت نیشکر در این مناطق اشتباه بود.

 

در هفت تپه بجای نیشکر، می باید محصولات استرتژیک و صیفی جات و سبزیجات کاشت می شد.

اما نیشکر هفت تپه در مکان استثنائی و کاملا متفاوت قرار دارد این منطقه بهترین مکان برای کشت گندم ، صیفی جات و سبزیجات بود ما می توانستیم سه فصل برداشت ازمحصولات کشاورزی و  سبزیجات و صیفی جات در این منطقه داشته باشیم و نیاز سبزیجات و صیفی جات کشور را برطرف کنیم . اما همه این عوامل با ارزش محیطی اعم از خاک،  آب،  نور و حرارت را فدای نیشکر کردیم.ا گر انتخاب محصول در ست بود و جمعیت بصورت منطقی افزایش پیدا می کرد این مشکلات پیش نمی آمد.

 

شاهراه های تهران به شمال بروی  ورود مصالح  باید بسته شود.

  • با توجه به اینکه کاشت برنج فقط در استان های شمالی مجاز می باشد آیا این میزان کاشت پاسخگوی نیاز کشور است؟

در کشاورزی مبحثی به عنوان کاربری اراضی داریم یعنی این که  محصول در کجا کشت شود که حد اکثر تولید را داشته باشد و بعلاوه عملیات به زراعی بدرستی صورت گیرد تا حد اکثر محصول بدون بیاز به افزایش سطح زیر کشت بدست آید. یه اعتقاد من اگر کشاورزی در شمال ایران به درستی مدیریت شود نه تنها پاسخگوی نیاز کشور می باشد بلکه می توان به کشورهای خاورمیانه هم صادر نمود. متاسفانه با هر ویلایی که ساخته می شود میزان زمین زیر کشت کاهش می یابد. بنده اگر قدرت داشتم اولین کاری که می کردم این بود شاهراه های تهران به شمال را برای ورود مصالح به شمال  می بستم. ما دراین منطقه باید کشاورزی مکانیزه داشته باشیم . متاسفانه در کشور ما کشاورز تاجر است تا کشاورز زیرا یک زمینی را می خرد و به دست کارگر می سپارد و آن کارگر هیچ تعهدی به آن ندارد و از آنجا که برای صاحب زمین، محصول زراعی درآمد ثانویه محسوب می شود به سمت مکانیزه  شدن و... نمی رود. بنابراین با کاربری اراضی صحیح و کشت مکانیزه، استان های شمالی پاسخگوی نیاز کشور هستند  بعلاوه در بعضی از مناطق شمال می توان پس از برداشت محصول برنج کشت دوباره  محصولات سریع الرشد و زود باز ده اقدام نمود و متاسفانه با نبود امکانات کشت مکانیزه زمان زیادی از سال اراضی شمال بحلت لم یزرع رها می مانند. انجام داد.

 

اصلاح نژاد برنج بهتر از کاشت کینوا است.

  • نظرجنابعالی راجع به جایگزینی کاشت برنج با گیاه گیاه کینوا چیست؟

بنده با هرگونه ورود گیاه زراعی غیر بومی مخالفم زیرا تجربه به ما ثابت کرده که تا کنون ورود گیاه موفقی نداشتیم که بتواند جایگزین گیاه های گذشته و و بومی شده ما باشد . بهتر است به اصلاح نژاد برنج و گندم البته نه به منظور کشت تراریخته بپردازیم.

 

انتقال بموقع وکارشناسی آب بلامانع است.

  • دیدگاه شما راجع به انتقال آب بین حوضه ای چیست؟

بحث انتقال آب یک بحث پر جدلی است. اگر ما یک محصول رو در استان خوزستان سه بار برداشت کنیم و همان محصول را در بروجن فقط  یکبار برداشت کنیم یا اگر بالفرض بتوانیم یونجه را در فلاورجان در کنار زاینده رود، ۱۴ بار درسال درو کنیم اما همان یونجه را در بروجن ۵/۲ بار (به دلیل هوای سرد و خاک نامناسب) بنابراین آب ا باید به فلاورجان منتقل کرد و اگر زیرک تر باشیم با هدف تولید علوفه آب را به ایرانشهر منتقل می کنیم زیرا در این منطقه یونجه را ۲۲ بار در سال برداشت می کنیم. انتقال آب اگر بموقع و بجا صورت بگیرد اشکالی ندارد اما متاسفانه انتقال آب اینگونه نیست. برای مثال در پلدشت استخرهایی برای ذخیره آب احداث شده  که آب را از سد ارس به این استخرها انتقال دهند تا در تابستان  بمنظور کشاورزی از آن بهره گیرند اما غافل از این که این استخر ها را در در مکانی ساخته اند که  خاک های آهکی و گچی  دشت مورد نظر قابلیت تولید محصول کشاورزی ندارد و  عملا آب را غیر قابل استفاده می ماند و یا حد اکثر محصول تولید نمی شود. .

 

بجای طرح تنفس می باید طرح مدیریت را اجرا نمود.

  • آیا طرح تنفس توانست موفقیت آمیز باشد؟

اصلا طرح تنفس  در ایران اجرا نشد. وقتی در جنگل گاو و گوسفند می چرد و نهال سبز را می خورد و یا با لگد مال کردن مانع از رشد طبیعی نهال می شود و نیز در سال های گذشته بهترین گونه های درختی جنگل رو بهره برداری کردیم اکنون  طرح تنفس درست است؟ تنفس این نیست که درختان راقطع نکنیم. بهره برداری نکردن از جنگل کار درستی نیست البته باید از جنگلی که پتانسیل بهره برداری دارد استفاده کرد.

 بجای طرح تنفس  باید طرح مدیریت را اجرا کرد. در مدیریت جنگل نباید گاو و گوسفند چرا کند در مدیریت جنگل بهره برداری بی رویه صورت نمی گیرد و انتخاب گونه ها بر اساس معیار جنگل شناسی صورت می گیرد. یعنی گونه های مرغوب تا زمانی که به سن اقتصادی نرسیده اند برداشت نشوند. مثلا راش تا ۲۵۰ سال رشد دارد و نباید در سن ۵۰ سالگی برداشت شود. این برداشت های نابجا سبب شده که گونه هایی با کیفیت پایین تر مانند درخت انجیلی رشد کنند.

در اروپا در جنگلداری بحث اندازه گیری جنگل مطرح است وبهره برداری از  جنگل با معیارهای اندازه گیری سنجیده می شود. به عنوان مثال با بررسی ها مشخص می شود این فضا از جنگل توانایی تولید سالانه ۵ متر مکعب چوب را دارد یعنی اگر بیش از ۵ مترمکعب چوب در سال برداشت شود این فضا از جنگل  رو به اضمحلال می گذارد ولی اگر سالانه ۵ مترمکعب و یا احیانا حجم کمتری از تولید چوب از گونه های درختی مناسب برداشت شود تولید ثابت می ماند و جنگل رو به رشد و گسترش خواهد شد. .

ما تاکنون بخش های مهمی از جنگل ها را برداشت کردیم و هم اکنون به طرق مختلف مانند برداشت تنه درخت های خشکیده و افتاده از جنگل برداشت می کنیم. اکنون از رسانه ها می شنویم که قاچاق چوب بیشتر شده است اگر طرح تنفس اجرا شده بود که قاچاق افزایش پیدا نمی کرد. زمانی طرح تنفس اجرا می شود که در اختیار  مدیر لایق  باشد و این مدیر لایق مسائل محیط زیستی مر بوط به جنگل و بخصوص مدیریت جنگل را اعمال کند.

 

 

 

 


کد خبر : 55427130997
نظر خود را ارسال نمائید

نام :
آدرس ایمیل :
نظر * :
كد امنیتی : *
 
اگر تصویر ناخواناست را کلیک کنید (اینجا)